«رزق» گاهی به معنای عطای جاری می باشد خواه آن «عطاء» دنیوی باشد یا اخروی. و گاهی به معنای نصیب می‌باشد؛ و گاهی به آنچه كه به شكم می رسد و با آن تغذیه می‌كنند نیز «رزق» می‌گویند.1 - 2
و برخی دیگر می‌نویسند: «رزق» به معنای انعام و بخشش مخصوصی است كه اولا بر اساس مقتضای حال طرف مقابل، و مطابق با آنچه كه برای ادامه‌ی حیات به آن نیاز دارد باشد؛ و ثانیا به صورت پیوسته و جاری می‌باشد.3
رزق از نگاه قرآن

از موارد استعمال «رزق» به دست مى‏آید كه در معناى این كلمه نوعى بخشش و عطا هم نهفته است، مثلاً مى‏گویند: «پادشاه به لشگریان رزق مى‏دهد،» كه این جمله تنها شامل مواد غذائى لشگر مى‏شود … این معناى اصلى و لغوى «رزق» بود؛ ولى بعدها در معناى آن توسعه دادند و هر غذائى را كه به آدمى مى‏رسد، چه دهنده‏اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششى است كه به اندازه‌ی تلاش و كوشش انسان به او مى‏رسد هر چند كه عطا كننده آن معلوم نباشد؛ سپس توسعه‌ی دیگرى در معناى آن داده شد و آنرا شامل هر سودى كه به انسان رسد نموده‏اند هر چند كه غذا نباشد؛ و به این اعتبار همه‌ی مزایاى زندگى اعم از مال، جاه، عشیره، یاران، جمال و علم و غیره را رزق خواندند.4
چنانچه بیان شد «رزق» به معناى چیزى است كه مورد انتفاع و بهره‌برداری شخصی قرار بگیرد. لذا از هر چیزی آن مقدار رزق است، كه مورد استفاده واقع شود. پس اگر كسى مال بسیارى جمع كرده، كه به غیر از اندكى از آن را استفاده نمی‌كند و یا نمی‌خورد ، در حقیقت رزقش همان مقدارى است كه استفاده می‌كند یا مى‏خورد، بقیه‌ی آن رزق او نیست مگر از این جهت كه بخواهد به كسى بدهد، كه از این جهت رزق است و از جهت خوردن رزق نیست.
پس وسعت روزى و تنگى آن به زیادى مال و اندك بودن آن ارتباطی ندارد، (چه بسیار افراد كه مال بسیار دارند، ولى كم مى‏خورند و چه بسیار افراد كه به عكس آنانند).5
واژه‌ی «رزق» (به معناى مصدرى‏اش عبارت است از روزى دادن و به معناى اسم مصدریش) عبارت است از هر چیزى كه موجودى دیگر را در بقاى حیاتش كمك نماید، و در صورتى كه آن رزق ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتى ملحق به آن شود ، بقائش امتداد مى‏یابد، مانند غذایى كه حیات بشر و بقائش به وسیله‌ی آن امتداد پیدا مى‏كند كه غذا جزء بدن او مى‏گردد .
و نیز مانند همسر كه در ارضای غریزه‌ی جنسى، آدمى را كمك نموده و مایه‌ی بقاء نسل او مى‏گردد.
و به همین ترتیب هر چیزى كه دخالتى در بقای موجودى داشته باشد، رزق آن موجود شمرده مى‏شود.6

بخش دوم پرسش كه آیا منظور از «رزق» فقط «رزق مادی» است یا شامل چیزهای دیگر نیز می‌شود؟
پاسخ آن است كه در قرآن كریم 123 آیه آمده كه در آن كلمه‌ی «رزق» و مشتقات آن بكار رفته است كه آن آیات را می توان به سه دسته تقسیم كرد:
1. دسته‌ی اول آیاتی كه منظور از «رزق» در آنها «رزق مادی» است. مانند: آیه‌ی 88 سوره‌ی مائده كه می‌فرماید:
«وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّباً»؛ «و از آنچه خدا «روزى» شما نموده، در حالى كه حلال و پاكیزه است، بخورید»
و همچنین آیه‌ی 172 سوره‌ی بقره كه می‌فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از (خوراكى‏هاى) پاكیزه‏اى كه روزى شما كرده‏ایم بخورید»
لازم به تذكر است كه رزق مادی در این قبیل از آیات هم شامل خوراكی‌ها و هم غیر خوراكی‌ها می‌شود.
2. دسته دوم آیاتی كه مقصود از «رزق» در آنها «رزق معنوی» یعنی معارف الهی و علوم و لذت‌های معنوی و جلوه‌های رحمانی می‌باشد. مثل آیه‌ی 169 از سوره‌ی آل‌عمران كه در مورد شهدای در راه حق می‌فرماید:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ «(اى پیامبر) هرگز مپندار كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند، بلكه [آنان ]زنده‏اند، [و] در پیشگاه پروردگارشان روزى داده مى‏شوند!»
و همچنین آیه‌ی 62 سوره‌ی مریم كه در مورد اهل بهشت می فرماید:
«و لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُكْرَةً وَعَشِیّاً»؛ «و در آنجا صبحگاهان و عصرگاهان، «روزىِ» آنان، برایشان (آماده) است.»
و آیه‌ی 40 و 41 سوره‌ی صافات كه در مورد مخلصین می فرماید:
«إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ»؛ «جز بندگان خالص شده خدا؛ آنان برایشان «روزى» معیّنى است؛»
یادآوری: بعضی از این آیات هم ارزاق معنوی را شامل می‌شود و هم نعمت‌های ظاهری بهشتی كه برای اهل بهشت قرار داده شده است.
3. دسته سوم آیاتی است كه شامل همه‌ی انواع رزق می‌شود، چه مادی و چه معنوی و چه علمی مثل آیه‌ی 58 سوره ذاریات كه می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ»؛ «[چرا] كه فقط خدا بسیار روزى دهنده [و] قدرتمند [و] استوار است‏.»
در این باره در تفسیر نمونه می‌خوانیم:
روزى تنها به معناى مواهب مادى نیست .روزى معناى وسیعى دارد كه روزی‌هاى معنوى را نیز در بر مى‏گیرد، بلكه رزق اصلى، همین رزق و روزی معنوى است؛ در دعاها تعبیر «رزق» در مورد روزی‌هاى معنوى بسیار به كار رفته است، در مورد حج مى‏گوییم: «اللهم ارزقنى حج بیتك الحرام.» در مورد توفیق اطاعت و دورى از معصیت آمده: «اللهم ارزقنى توفیق الطاعة و بعد المعصیة...» و در دعاى روز پانزدهم ماه رمضان مى‏خوانیم: «اللهم ارزقنى فیه طاعة الخاشعین» و همچنین در مواهب معنوى دیگر.7
نتیجه گیری:
رزق در قرآن محدود به رزق مادی نمی‌باشد و هر چیزی كه انسان از آن بهره‌مند شود رزقی است كه از طرف خداوند به او رسیده و مقدر شده است؛ خواه مواهب مادی مثل مسكن و خوراك وپوشاك و... باشد؛ و خواه امور معنوی، مانند هدایت، امام، معارف و علم و لذات روحی و توفیق عبادات باشد.8